سلام دوستای گلم.

خوبین؟؟؟
امیدوارم همتون خوب و خوش و سرحال باشید.
میدونم همه ی شما توی دلتون میگین این دختره دیگه کیه که ادعا میکنه آشپزه و وبلاگ آشپزی داره.
ماهی یه بار هم آشپزی نمیکنه.
من از همون اول هم گفتم که من وبلاگم فقط آشپزی نیست.
یه وبلاگ چند منظوره است.در قسمت درباره ی وبلاگ توضیح دادم براتون.
راستش خیلی وقته آشپزی نکردم،دلم میخواد ولی اصلا حسش نیست.
نمیدونم چرا استرس دارم.
شاید بخاطر شروع ترم جدید باشه.
تقریبا دو هفته پیش انتخاب واحد کردم و 10 واحد برداشتم.
درسای
دیگه هم میخواستم بردارم که گفتن زمان حذف و اضافه ارائه میکنن،منم موندم
تا امروز که روز حذف و اضافه بود و 6 واحد دیگه برداشتم.
کلا این ترم 16 واحد دارم.
6 تا درس.
سه تا درس 2 واحدی.
دو تا درس 3 واحدی.
یک درس 4 واحدی.
به نظر خیلیا من واحد کم برداشتم.
ولی خودم راضیم.
آخه تمام درسام پروژه داره.
اگه میخواستم بیشتر واحد بردارم دیگه نمیتونستم به پروژه هام برسم.
پروژه هام هم سنگینه.
4 روز در هفته کلاس دارم.
2 روز هم بیکارم با جمعه میشه 3روز.
خوبه دیگه؟؟؟
از
روز اولی که رفتم دانشگاه یه استاد به نام ..... بود که همه بچه میگفتن استاد
خوبیه،ولی خیلی بد اخلاقه و.... بد هم نمره میده.کلا همه ازش میترسن.
منم با خودم گفتم من اصلا با این استاده درس برندارم بهتره.
ولی چشمتون روز بد نبینه زمان انتخاب واحد شد من رفتم دیدم دو تا از درسایی که میخواستم بردارم فقط و فقط با استاد .....ارائه میشه.
منم مجبور شدم بردارم دیگه.
هردوتا درس رو هم توی یه روز باهاش کلاس دارم.
یکی از درسا رو صبح یکی دیگه رو بعد ظهر همون روز.
دوشنبه ها.
پس نتیجه میگیریم که این ترم دوشنبه ها وحشتناک ترین روز من میتونه باشه.
البته ممکنه اشتباه کنم،این حرف بچه ها بود که راجبه استاد اینجوری میگفتن،شاید واقعا خوب باشه.
به نظر من نمیتونه خیلی بد اخلاق باشه.بعضی از بچه ها هم میگن تا دانشجو کاریش نداشته باشه استاد ..... هم کاریش نداره.
ولی اگه دانشجو درسشو نخونه و کاراشو انجام نده اونوقت استاد .... هم با دانشجو بد اخلاق میشه.
منم تمام تلاشمو میکنم که تمام درسا و کارایی که میگه به نحو احسن انجام بدم و سر کلاسش تا واقعا مجبور نشم ازش هیچ سوالی نپرسم.
برام دعا کنید.
یه استاد دیگه هم که درس 4 واحدی باهاش دارم تعریفشو خیلی شنیدم،مخصوصا که شنیدم با دخترا مهربون تره.
یه
استاد هم ترم قبل باهاش درس داشتم،خوب بود و خدا وکیلی نمره ی خیلی
خوبی هم بهم دادم،در صورتی که من فکر نمیکردم بهم 18 بده.ولی داد.دستش درد
نکنه. اینم برای همون استاد مهربون.
چیه؟؟؟؟ مگه عیبی داره آدم استادشو
کنه؟؟؟؟
قابل توجه دوستانی که فکر منفی کردن این استاد ما خانم هستن.
و تنها استاد خانمی که در ترم قبل و این ترم باهاشون درس دارم.
درسای
روز های 1شنبه و 2شنبه ام به نسبت سنگین تره،باید یه جوری برنامه ریزی کنم
تا روزای بیکاریمو به تمام کارام برسم و انبار نشه،ولی میدونتم بازم ممکنه
انبار بشه چون کاراش سنگینه.
خوشبختانه بیشتر کلاسام صبح هستش تا ظهر.
فقط یه کلاسم تا 8 شب هستش اونم با استاد .....
یه کلاس دیگه ام تا 4 بعد ظهر ،اونروز غروب هم میتونم به کارام برسم.
یه کم ذوق دارم که باید برم دانشگاه،مثل زمان مدرسه که برای رفتن به مدرسه و روزای اول چه ذوقی داشتم.
الان احساس میکنم بچه ها کمتر ذوق دارن،نظر شما چیه؟؟؟
مثلا واسه اول مهر من بیشتر ازخواهرم ذوق داشتم،همش میگفتم بدو بریم کیف و دفتر کتابتو آماده کنیم
حتی زودتر از نرگس کفش و کیف خریدم.
کلا من عاشق کفش و کیف و لوازم تحریرم،نسبت به لوازم آشپزخونه هم همینطورم.
من در طول دوران تحصیلم هر سال میگفتم امسال میخوام خوب درس بخونم و شاگرد اول باشم و جز درس به چیز دیگه ایی فکر نکنم.
ولی اینطور نشد.
درس میخوندما،نمره هامم خوب بود ولی هرگز شاگرد اول نشدم.
آخه نمیشه نخوابید که....
میشه؟؟؟؟
اونم
توی پاییز و که روز کوتاهه و زود شب میشه،آدم خیلی زود خسته میشه(اینم یه دلیل دیگه واسه اینکه واحد بیشتر برنداشتم).مخصوصا انزلی که بیشتر وقتا
بارونه.
وااااای چه حــــــــالــــی میده بارون باشه و هوا سرد پاییزی باشه بخاری روشن کنیم و کنار بخاری بخوابی با بالش و پتوی گرم و نرم.
الان
هم باخودم میگم میخوام این ترم خوب بخونم و جز دانشجوهای خوب
باشم.امیدوارم بتونم،یه برنامه ریزی میکنم و امیدوارم بتونم بهش عمل کنم.
چندروز پیش اتاقمو تمیز کردم و وسایلامو جمع و جور کردم و خودم رو برای شروع دانشگاه آماده کردم.

امروز هم باید مانتومو اتو کنم.
راستی
اینم بگم دوستای گلم خانومی(دوتا شدیم) و زهرا خانم عکسای هنرمندی هاشون رو
برام فرستادن و در آلبوم قرار دادم.امیدوارم از شکلات صبحانه لذت برده
باشن.